الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

70

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

--> جوهرى مىنويسد : هر ثابت و پايدارى راسخ است . ( صح ) ابن فارس مىگويد : هر راسخى ثابت و پايدار است و - رسخ - در لغت اصلى است كه بر پايدارى و ثبات دلالت كند ( مقائيس / 2 / - 65 ) شيخ طريحى مىگويد : « رسخ يرسخ رسوخا اذا ثبت فى موضعه و فى الحديث الرّاسخون فى العلم امير المؤمنين و الائمّه من بعده » مجمع البحرين 2 / 331 . ابو عبيدة از قول مجاهد نقل مىكند و مىگويد : شما قرآن را مىآموزيد و مىگوئيد - آمنّا به - اگر براى راسخين در علم بهره‌اى از متشابهات قرآن نبود جز اينكه بگويند - آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا - ديگر فضيلتى بر آموزندگان قرآن ندارند حتّى بر جهّال مسلمين نيز فضيلتى نخواهند داشت زيرا همگى مىگويند - آمنّا به - و سپس مىنويسد : و لسنا ممّن يزعم انّ المتشابه فى القرآن لا يعلمه الرّاسخون فى العلم و هذا غلط من متأوليه على اللّغه و المعنى . يعنى : ما از كسانى نيستيم كه مىپندارند - راسخين در علم متشابهات قرآن را نمىدانند و چنان بر سخنى از نظر كسانى كه بر تأويل لغت و معنى آگاهى دارند غلط است زيرا خداوند هيچ چيز از قرآن را نازل نكرده است مگر اينكه به بندگانش سودى برساند ، آيا جايز است بگوئيم پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله متشابهات قرآن را نمىدانست اگر جايز است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله متشابهات را بداند جايز است كه ربانيّون از صحابه او نيز - راسخون در علم - باشند و متشابهات را بدانند و به راستى كه على عليه السّلام تفسير قرآن را به ديگران تعليم فرمود و براى ابن عبّاس دعا كرد كه : « اللّهم علّمه التّأويل و فقّهه فى الدّين » ( تأويل مشكل القرآن صفحهء 72 ) . راغب رحمه اللّه - هم در ذيل واژه - شبه مىنويسد : الفاظ غريبه قرآن و تأويل احكام متشابه آن را راسخين در علم مىدانند و مىگويد : معرفت آنها ويژه بعضى از راسخين است كه به حقيقت آنها آگاهى دارند و پس از تقسيم بندى متشابهات مىگويد : نوع سوّم از آنها همانهائى هستند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حديثى در بارهء على ( رض ) به آن اشاره كرده است كه « اللّهمّ فقّهه فى الدّين علمه التّأويل » . و در بارهء ابن عبّاس ( رض ) هم مثل همين سخن را فرموده است . على عليه السّلام در نهج البلاغه در خطبه 90 كه كسى در بارهء شناخت خدا از او سؤال مىكند مىگويد : « فانظر ايّها السّائل فما ذلك القرآن . . . » اى پرسش كننده در هر فرصتى از صفات خداوند كه قرآن تو را به آن راهنما نموده بنگر و آن را پيروى كن و از نور هدايتش بهره گير ولى هر صفاتى كه شيطان تو را مىآموزد و در كتاب خدا و سنّت و روش پيامبر و ائمّه هدى اثر از آن نيست دانستن آن را به خداى سبحان واگذار و بدانكه راسخين و پايداران در علم و دانش كسانى هستند كه به آنچه غيب و پوشيده است اقرار دارند و خود را بى نياز از فرو رفتن در كنه آنها مىدانند خداوند هم اقرارشان را در احاطه نداشتن به پوشيده‌ها و غيب ستوده است ( مثل زمان قيامت و ذات خداوند ) و چيزى كه بحث در آنها را امر نكرده است رسوخ و استوارى در علم ناميده است پس تو نيز به آنچه كه قرآن كريم هدايتت مىكند اكتفا كن و عظمت و بزرگى خداوند سبحان را به اندازه عقل خود نسنج كه تباه خواهى شد و اگر عقلها بسيار كنجكاوى كنند تا به كنه ذاتش غير از صفاتش پى ببرند ولى كارشان از روى اخلاص باشد به اين حقيقت يعنى عجز خود اعتراف مىكنند .